X
تبلیغات
رایتل
آخرین پناه
آخرین پناه

آخرین پناه

همیشه وقتی تنها و نا امید و ملول

تنت , روانت , از دست این و آن خسته است

همیشه , وقتی رخسار این جهان تاریک

همیشه , وقتی درهای آسمان بسته است

همیشه , گوشه ی گرمی , به نام  ((دل)) با توست

که صادقانه تر از هر که , با تو پیوسته است

به دل پناه ببر ! آخرین پناهت اوست

تو را چنان که تمنای توست , دارد دوست

( فریدون مشیری )

               

 

 

 

 

 

 

 

                                        

     
     
سه‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1384

ماه شب صوفی شدم وراه افتادم تا کلبه ی خاموشی تو را نور افشانم
اما تو نبودی بر پنجره ی خانه ی تو نور فشاندم
نورم همه شده آه
افسرده دل از کلبه ی تو پای کشیدم
رفتم به لب چشمه که شاید تو بیایی
اما تو به تنهایی من رحم نکردی
گفتم همه جا تا که نشانی ز تو یابم
افسوس تو را هیچ ندیدم
اینک دل من می تپد از ترس مبادا
من ماه شوم باز
شبهای دیگر نیز تو را هیچ نیابم .

شعری را  که خواندید رامین عزیز یکی از یاران تقدیم کرده به دوست خوبش ابوالفضل.

 

 

 

 
     
 
صفحه ی اصلی

 

لینک روزانه

#FFFFFF

 تعداد بازدیدکنندگان

  72990

 

 

نپرسید کشورتان چه کاری برای شما می تواند بکند ، بپرسید شما چه کاری می توانید برای کشورتان بکنید

 ( جبران خلیل جبران )