X
تبلیغات
رایتل
آخرین پناه
آخرین پناه

آخرین پناه

همیشه وقتی تنها و نا امید و ملول

تنت , روانت , از دست این و آن خسته است

همیشه , وقتی رخسار این جهان تاریک

همیشه , وقتی درهای آسمان بسته است

همیشه , گوشه ی گرمی , به نام  ((دل)) با توست

که صادقانه تر از هر که , با تو پیوسته است

به دل پناه ببر ! آخرین پناهت اوست

تو را چنان که تمنای توست , دارد دوست

( فریدون مشیری )

               

 

 

 

 

 

 

 

                                        

     
     
پنج‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1385
نشانی

((خانه ی دوست کجاست ؟ ))در فلق بود که پرسید سوار .

آسمان مکثی کرد .

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

و , به انگشت , نشان داد سپیداری و گفت :

(( نرسیده به درخت ,

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است .

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است .

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد ,

زندگی خالی نیست :

مهربانی هست , سیب هست , ایمان هست .

آری

تا شقایق هست زندگی باید کرد .

در دل من چیزی است , مثل یک بیشه ی نور , مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم که دلم می خواهد

که بدوم تا ته دشت , بروم تا سر کوه .

دورها آوایی است که مرا می خواند .))

ســــهــــراب ســـپهری

 

 

 

 

 
     
 
صفحه ی اصلی

 

لینک روزانه

#FFFFFF

 تعداد بازدیدکنندگان

  72990

 

 

نپرسید کشورتان چه کاری برای شما می تواند بکند ، بپرسید شما چه کاری می توانید برای کشورتان بکنید

 ( جبران خلیل جبران )