X
تبلیغات
رایتل
آخرین پناه
آخرین پناه

آخرین پناه

همیشه وقتی تنها و نا امید و ملول

تنت , روانت , از دست این و آن خسته است

همیشه , وقتی رخسار این جهان تاریک

همیشه , وقتی درهای آسمان بسته است

همیشه , گوشه ی گرمی , به نام  ((دل)) با توست

که صادقانه تر از هر که , با تو پیوسته است

به دل پناه ببر ! آخرین پناهت اوست

تو را چنان که تمنای توست , دارد دوست

( فریدون مشیری )

               

 

 

 

 

 

 

 

                                        

     
     
شنبه 3 تیر‌ماه سال 1385
پرنده

کاشکی از من می پرسیدن که

 
دوست داری یه انسان خاکی باشی و عمری زندگی کنی یا اینکه


یه پرنده ای باشی و یه چند صباحی زندگی کنی


آخ که چه خوب می شد اگه اونطور می شد .


اون موقع می دونی چی کار می کردم؟


آخ , آخ


فکرش هم دیوونم می کنه


پرواز می کردم و عمرا دیگه پامو روی زمین نمی گذاشتم


آی می رفتم , آی می رفتم ,


دور می شدم از محل زندگیم , از آدما


فکرشو کن تک وتنها روی بیابونها , دریاها  , جنگلها.... با سرعت حرکت کنی ,


اون موقع می توانی حتی چشمها تو ببندی و با سرعت حرکت کنی بدون هیچ واهمه ای


بدون ترس از هیچگونه برخوردی 


تازه اونجوری به خدا هم نزدیک تر می شی


آخه وقتی که از آدما دور بشی دیگه نه دروغ هست نه نارفیقی و نه جنگ و نه خیانت و نه..


هیچ کدوم از این کثافت کاری ها  که فکرش هم قلب آدمو می چلونه  , نبود


هرچی بود قشنگی بود


تو رو خدا فکرشو کن


چشمهات بسته است و داری با سرعت پرواز می کنی


هیچ صدایی نمی شنوی جز صدایی که از برخور باد با بدنت تولید می شه و خنکی حاصل از اون


یه چیزی مثل حس سقوط ,


تازه اون حس سقوط خیلی قشنگ تر از حس سقوط از آدمیت هستش  که وقتی ادم هستی بهت دست می ده! قبول داری ؟!

 

پرنده ها به بهشت می روند

 

 

 

 
     
 
صفحه ی اصلی

 

لینک روزانه

#FFFFFF

 تعداد بازدیدکنندگان

  72990

 

 

نپرسید کشورتان چه کاری برای شما می تواند بکند ، بپرسید شما چه کاری می توانید برای کشورتان بکنید

 ( جبران خلیل جبران )